بارون🌧️😍
بالاخره بارون مهمون شهر ما هم شد و چند ساعتی حسابی بارید😍❤️ البته که این بارون هدیه مادری بود که مهریه اش آب بود:)✨🩷 خداروشکر🥰 روز پنجشنبه که روز مادر هم بود خسته و کوفته از دانشگاه اومدم. صبحش امتحان میانترم از یه درس فوق العاده سخت و یه جورایی رو عصاب داشتم که خداروشکر عالی بود😍 کلا هفته به شدت سختی رو گذروندن بودم. بعدش دیگه با دوستام رفتیم خرید تا یه چیزی برای مامانامون بخریم اما هییییچی پیدا نکردم🗿 فقط یه کیف واسه خودم خریدم( مامانم کیف کوچیک استفاده نمی کنه واسه همین نگرفتم براش) خوشحال و خندان اومدم خونه وگرفتم خوابیدم😁❤️ قشنگ خستگیم در اومد که خالم زنگ زد پاشید به مناسبت روز مادر بریم سینما. منم در کس...






